از مباحث مطرح در عرصه رسانه ای، از سرگیری مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 است چنانکه «مایکل مان» سخنگوی گروه 1+5 از احتمال آغاز مذاکرات در ماه اخیر میلادی خبر داد.
به گزارش
سراج24 احتمال آغاز مذاکرات در حالی مطرح شده که یک سوال همچنان باقی است و آن اینکه آیا غرب هنوز به دنبال اجرای سیاست های گذشته است یا اینکه با رویکردی جدید به مذاکرات می آید؟ ادعای آغاز مذاکرات در حالی مطرح می شود که ابهامات زیادی درباره این ادعا وجود دارد؛
نخست آنکه، برخی مقامات غربی از جمله مایکل مان سخنگوی گروه 1+5 در حالی از مذاکره سخن می گویند که همچنان مدعی عدم رویکرد ایران به مذاکره هستند. در همین خصوص مایکل مان مدعی می شود ایران هنوز پاسخی به درخواست اروپا برای برگزاری مذاکرات نداده است! محافل رسانه ای غربی نیز در فضاسازی تبلیغاتی تلاش کرده اند تا چنان وانمود سازند که غرب به دنبال مذاکره است؛ اما ایران از اجرای این امر خودداری می کند.
دوم آنکه، همزمان با ادعای مذاکره، برخی کشورهای غربی از جمله آمریکا سیاست تحریم ایران را تکرار کرده اند که از آن جمله، اقدام اوباما برای امضای تحریم انرژی ایران است. این رفتارها نشان می دهد که غرب همچنان در توهم سیاست چماق و هویج است و تلاش دارد چنان نشان دهد که ایران به دلیل تحریم ها، به مذاکره روی آورده است. آنها برآنند تا رویکرد همه جانبه ایران به مذاکره را پنهان سازند و چنان وانمود کنند که راهکار مقابله با ایران صرفاً زبان زور است تا به اصطلاح، اقدامات ضدایرانی خود را توجیه کنند.
سوم آنکه، کشورهای غربی در ماه های اخیر از دگرگونی در مواضع زیاده خواهانه گذشته در قبال حقوق هسته ای ایران خودداری کرده اند و همچنان اموری نظری چون تعلیق فعالیت هسته ای ایران، خروج اورانیوم غنی سازی شده از ایران و تعطیلی فردو را پیگیری می کنند. آنها همچنین ادعاهای واهی درباره پارچین را مطرح می سازند.
چهارم آنکه، پیوند زدن تحولات منطقه از جمله مسئله سوریه، از جمله حربه های غربی ها است که با بهره گیری از آن، از یک سو به دنبال تخریب و موقعیت منطقه ای ایران هستند و از سوی دیگر، برآنند تا از آن به عنوان اهرمی برای امتیازگیری در روند مذاکرات بهره گیرند.
مجموع این رفتارها یک اصل را نشان می دهد و آن، ابهامات گسترده در صداقت رفتاری غرب برای آغاز دوباره مذاکرات است. چنانکه بسیاری از محافل رسانه ای و سیاسی جهان تأکید دارند غرب اگر واقعاً به دنبال به نتیجه رسیدن مذاکرات است باید از رفتارهای گذشته دوری کند و قبل از برگزاری مذاکرات پیش از هر چیز، حقوق هسته ای ایران را بپذیرد و به استمرار سیاست تهدید و مذاکره پایان دهد. نکته مهم آنکه مسئله لغو تحریم ها که از سوی محافل رسانه ای و سیاسی غربی مطرح می شود، نمی تواند به عنوان بخشی از مذاکرات برای سوق دادن ایران به پذیرش خواسته های غرب به کار گرفته شود، بلکه صرفاً می تواند به عنوان اقدامی اعتمادساز و نشانه ای برای جبران اشتباهات گذشته غرب مطرح باشد.
غرب با اعمال تحریم های غیرقانونی و کشاندن پرونده ایران به شورای امنیت، بی اعتمادی ایران به خود را رقم زده است و اکنون نیز لغو تحریم ها و بازگشت پرونده ایران به آژانس می تواند گامی اعتمادساز برای جبران اشتباهات گذشته غرب برای ترمیم چهره این کشورها در میان ملت بزرگ ایران باشد. غرب باید آموخته باشد که با سیاست تحریم و تهدید نمی تواند خواسته های خود را به ایران تحمیل کند و یا اینکه، با ادعای لغو تحریم ها، خواستار چشم پوشی ایران از حقوق هسته ای خود شود.
در جمع بندی کلی از آنچه ذکر شد، می توان گفت که رفتارهای غرب نشان می دهد که اراده ای جدی میان سران این کشورها برای آغاز مذاکراتی سازنده وجود ندارد و غرب همچنان در برخی توهمات گذشته برای تحمیل خواسته های خود به ایران به سر می برد. توهماتی که در گذشته به شکست مذاکرات منجر شده و استمرار آن نیز نتیجه ای جز تکرار نتایج گذشته به همراه ندارد. بر این اساس، پیش زمینه آغاز مذاکراتی سازنده، تغییر در نگرش و رفتارهای غرب است که پایان لفاظی های زیاده خواهانه، لغو تحریم های غیرقانونی و پذیرش حقوق هسته ای ایران می تواند گام هایی کوچک در مسیر این تغییرات سازنده باشند.